ارديبهشت...

اردیبهشت ماه برایم عزیز بود

آن خنده  گاه گاه برایم عزیز بود

باران بی هوا و فرار من و شما...

 دنبال سر پناه برایم عزیز بود!

از قاب عکس چادر مشکی که بگذریم

 عکس قشنگ ماه برایم عزیز بود!

اصلا همین که از دل من رو گرفته اید

 آن چادر سیاه برایم عزیز بود!

از فال نیک قهوه فنجان چشمهات

 یعنی که آن نگاه برایم عزیز بود

با میوه های نورس و ممنوعه تنت

 طعم گس گناه برایم عزیز بود

قلبم به جرم عشق شما اعتراف کرد

 یعنی که اشتباه برایم عزیز بود!

این حرف اخر است و خداحافظت عزیز

 اردیبهشت ماه برایم عزیز بود...

/ 26 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدا

:)

آقا طيب

گل شکفته خداحافظ..اگر چه لحظهء ديدارت...پس کی من ميام هپنتايکو ميرسه لحظه ديدارت سير آبی؟

مريم

روز و شب شده کارم از تو با غزل گفتن... من اگر چه می دانم تو غزل نمی خوانی...

مهدی معارف

سلام عزيز بسيار لذت بردم از خوندن شعرت دست مريزاد... --- بانوی شعرهای شب و شمع و شور و عشق ما با شما خوشیم...شما با که ها خوشید!!؟؟ --- با دو خبر و یک غزل به روزم و منتظر شاد و در پناه حق بمانی

راشد فلاحی

سلام ...ترانه ی ما مدتهاست که مریض است. تب کرده. هذیان می گوید........این هم یک ترانه از خودم... به روزم و منتظر حضور پر بارتان

رضا عابدين زاده

سلام با فراخوان شعر((شبهای مرثیه خوانی علمدار)) به روزم...............خوب و خوش

مريم

سلام... شايد خونده باشم... اما راستش پيری و هزار جور فراموشی... اگه بفرستين برام خوشحالم می کنين.

ژوليت

سلام آقا.يه حس عجيبی که نميشه گفتش بعد از دوباره ديدنت اومده سراغم.انگار که يه چيزی گم کرده باشم.تو رو خدا بذار واست باشم.قول ميدم نگاهتو به تمام بديهايی که در حقت کردن تغيير بدم.بيام پيشت؟

ياس

دلم خواب ميخواد...يه خواب ٍ کهفی...بيدار شم چی می شه؟...اصلا بايد بيدار شم؟

blogerfree

از آزادی در وبلاگ نویسی حمایت کوچکی کنید .